X
تبلیغات
نخلستان
نخلستان
 

این روزها به هر چی و به هرکی نگاه می کنی احساس می کنی که تغییر کرده و یا در حال تغییر هست حتی به این درختان بی برگ به ظاهر خشکیده هم نگاه کنی متوجه می شی تو اون هم یه تغییری هست جوونه هاش بیرون اومده . از همین هوا نگذریم یه خورده خودشو گرم کرده . بادهای تند هم نوید بهار رو میدن . سرسبزی و شادابی رو به ارمغان می خوان بیارن.
تازه بهار هم یه چیزی رو به ما می رسونه و اون اینکه این تغییر و تحول نشانه حرکت مستمر زمان ، روزها و سالهاست و یه درسیم باید بگیریم حرکت رو از طبیعت بیاموزیم و در جا نزنیم و رویمان به سمت جلو باشه.
این فلسفه حرکت رو امام علی (ع) چه زیبا برا ما ترسیم می کنه و می گه : من ساواه یوما فهو مغبون . هرکی دو روزش مثل هم باشه ضرر کرده . ببینید حتی طبیعت هم اینطور نیست .دو زمستان یا دو پاییز رو هم با هم مقایسه کنیم مثل هم نیستند پس چرا من و تو زندگیمون تغییری نداشته باشه.
اصلا این بهار حرکت موجودات رو داره نوید میده . البته اینو هم بگم یه فرقیم حرکت ما با حرکت طبیعت داره و خیلیم مهمه . طبیعت با حرکتش فقط رو به جلو و تازه شدن می کنه، ولی ما با حرکتمون حرکت قبلیمون رو هم می سنجیم اگه خوب باشه دنبالشو می گیریم و اگه بد باشه دیگه سراغش نمی ریم و خدا تو تازه شدن انسان این قدرت روهم به انسان داده که می تونه به عقب نگاه کنه و ببینه اگه تو گذشته برا ارزشهای الهی کم اهمیت بوده می تونه با حرکت جدیدش اونو جبران کنه . اینو تو حرکت طبیعت نمی شه دید.
بزارید اصلا اینطوری بگم . حرکت طبیعت برا آگاه کردن ماهاست . برا خودش اصل نیست . خدا می خواد با حرکت زمان و برگشت به حالت قبلیش، ما رو به فطرت های فراموش شده مان برگردونه . طبیعت طلنگریه برا بیدار کردن دل های به خواب رفته و دور شده ازخدا. آفریننده همه موجودات تو این تغییر و تحولات می گه : ای انسان ببین درخت رو که مدتی هست مرده و بسان چوب خشکیده ای می مونه . من اونو زندش می کنم و زندگیه دوباره ای رو بهش هدیه میدم. برای توهم هست . الان که زنده ای و نفس می کشی این از خداست . و اون تو رو هم چند روز دیگه می خواد بمیرانه و قدرت نفس کشیدن رو هم ازت می گیره . و بعد از مدتی تو رو هم زنده می کنه برا یه زندگی ابدی .
پس بیایم قدری حرکتمون رو با زندگی ابدیمون تنظیم کنیم.


برچسب‌ها: طبیعت طلنگر بیداری
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 توسط مرتضی |
 

رهبری و حوزه ها

جایگاه روحانیت در نظامی اسلامی ایران

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی روحانیت را پشتوانه عظیم فکری و نظری و استدلالی و علمی دین می داند. در نگاه ایشان روحانیت اتاق فکر دین محسوب می گردد و جایگاهی والا و با اهمیت پیدا می کند. و سست شدن و کم اهمیت جلوه دادن آن ضربه های خطرناکی را به شاکله انقلاب وارد خواهد ساخت.

معظم له در یک نگاه ژرف و عمیق درباره حوزه های علمیه می فرماید: نظام، به لحاظ فکری و علمی محتاج این حوزه هاست. مقام عظمای ولایت با آن دقت نظری که در خیلی از مسایل داشته و در تعاریف دقت لازم را می کنند. درباره حوزه علمیه چنین می فرمایند" نظام متکی به حوزه های علمیه است. نظریه پردازی درجریانهای اداره یک ملت و یک کشور در نظام اسلامی به عهده علمای دین است.

این خیلی تعبیر درست و با معنایی هست. ایشان برای روحانیت در اداره کشور نقش بسزایی را قایل هستند. علما و روحانیت را در رسیدن به تکامل انسانیت و تفکیک راه مستقیم از راه های غیر مستقیم بسان ستارگانی می داند که با عمل و کلامشان الهام بخش قلب های  مومنین می باشند. لذا وقتی رهبر بزرگوار انقلاب، مقام و جایگاه واقعی روحانیت و علما را تبین می فرمایند با تعبیری که تکیه گاه اصلی حکومت ها در اداره جامعه هست،  قلمداد می کنند.

در نگاه ایشان، علما منشورانقلاب را تدوین می کنند، آنها مجریان قوانین اسلامی در حکومت اسلامی در دوران غیبت امام عصر عج می باشند.

حضرت آیت الله خامنه ای یکی از مهمترین علل بوجود آورنده انقلاب کبیر اسلامی را روحانیت  و حوزه های علمیه می داند و می فرمایند:  حوزه علمیه ما در این نظام است، بوجود آورنده و موّلد این انقلاب و این حرکت عظیم است . در این بیان نورانی ایشان انقلاب را فرزند صالح حوزه ها می داند. که در رشد تعالی آن تاثیر به سزایی دارد.

ضرورت حفظ نظام اسلامی

مقام معظم رهبری در تبین جایگاه نظام و ضرورت حفظ و نگهداری آن می فرماید: امروز سرنوشت روحانیت و سرنوشت اسلام دراین سرزمین ، وابسته و گره خورده ی به سرنوشت نظام است. ایشان نظام اسلامی را دو اصل به هم پیوسته و غیر قابل تفکیک می داند. دو اصلی که می توان یکی از آن را مانند عترت و دیگری را مانند قرآن دانست، که هر گز جدایی آنها از همدیگر صورت نخواهد پذیرفت.

شناخت خطرات

سستی در حفظ و نگهداری نهال انقلاب و کوچک و کم ارزش شمردن دشمن، از بزرگترین خطراتی هست که نظام و روحانیت را تهدید می کند. همان خطراتی که حضرت امام خمینی  بنیانگذار انقلاب اسلامی مردم و مسئولین را متوجه آن می  کند. و می فرماید:  نگذارید این انقلاب به دست نااهلان ونامحرمان بیفتد . ایشان در  دومین گوشزد خود به مردم می فرمایید: تا پشتیبان ولایت فقیه هستید آسیبی به کشورتان نخواهد خورد.ایشان ولایت فقیه را ستون و چهار چوب اصلی خیمه انقلاب می داند.

مقام معظم انقلاب نیز تهذیب در حوزه ها را عامل پایداری و نگهداری نظام و روحانیت می داند. و می فرمایید: جوان ما در حوزه علمیه ، چه دختر و چه پسر نیازمند تهذیب است.

ثمره انقلاب

مقام معظم رهبری یکی از مهمترین ثمرات انقلاب را تاسیس حوزه های علمیه خواهران می داند. و می فرمایید: پدیده خواهران طلبه ، پدیده عظیم و مبارکی است.( اگر)هزاران عالم ، پژوهشگر ، فقیه ، فیلسوف در حوزه های خواهران تربیت شوند. این چه حرکت عظیمی خواهد بود.

ایشان با دمیدن دم مسیحایی به حوزه های علمیه خواهران، انگیزه تحصیل و تهذیب را دو چندان می کند ودر یک بیان با ارزش می فرماید: حضور دانشمندان اسلامی  زن در عرصه های مختلف ، اثرات بسیار عظیمی را در دنیا می گذارد. این برای انقلاب  آبروست  .

 


برچسب‌ها: جایگاه روحانیت در نظامی اسلامی ایران
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 توسط مرتضی |
 

شهدای روحانی استان زنجان

شهدا ستارگان اهل زمین که هم زمینیان به آن می بالند و هم آسمانیان. استان زنجان نیز از ستارگان زمین بی بهره نبوده بلکه توانسته است با تقدیم 36 ستاره پرنور طلبه و روحانی در جمع ستارگان، برگ زرینی را در تاریخ خود ثبت نماید.

استان زنجان با تقدیم خون اولین شهید خود به نام شیخ یعقوبعلی محمدی از مبارزین سرسخت قبل از انقلاب، سرآغازی زیبا در اوج گیری عرشیان داشته است.

با شروع جنگ تحمیلی، استان زنجان نیز از فکر پرورش لاله هایی است که در طول تاریخ شهر بدرخشیدند. در همان روزهای ابتدای جنگ، شهیده فهیمه سیاری طلبه ای که برای تحصیل به قم هجرت نموده بود عزم سفر به وادی جنگ می کند و در راه بانه، وقتی کومله های گروه حمله ور می شوند؛ با زمزمه آهنگ قرآن و عکس امام در بغل به لقاءالله می پیوندد.

باز در همین روزهاست، روزهایی که جنگ تازه آغاز گردیده است. بعد از نقشه بر آب شدن توطئه بزرگ و کودتای پیچیده دشمن در پایگاه نوژه همدان، روحانی با وقار و دشمن سرسخت مخالفان نظام اسلامی، در یک ترور مشکوک به فیض شهادت نایل می گردد. و همدان خاطره ای می شود از ریختن خون شهیدی از سلاله پیامبر اکرم (ص)به نام سید عبدالستار هاشمی موسوی.

از شهر قیدار، شهر پیامبر خداوند، حضرت قیدار نبی علیه السلام، شهیدان ذکریا آزادی و محمدحسین قنبری دو کبوتر و دو دوستی که در دفاع از حاکمیت اسلام و حکومت اسلامی و در دفاع از امام و آرمان های امام امت دست از درس و بحث نظری می کشند. و در کلاس درس عملی جبهه حق علیه باطل حاضر می شوند. شهید قنبری، ورزشکاری بود که در میادین ورزشی حاضر و حایز رتبه های برتر شده این بار در میادین نبرد حق علیه باطل قهرمان ملی شده و به درجه رفیع شهادت نائل گردیده است.شهید علی اکبر اسماعیلی شهیدی که هنوز خاطراتش از اذهان مردم روستایی و محروم شهر پاک شده و کمک های ایشان نقل مجالس گردیده است. شهیدی که تقیدات هرگز او را در خدمت رسانی به محرومین عقب نگه نداشت، خون سرخش در فتح خرمشهر به زمین ریخته شد. نام های زیبای شهیدان اصغر اشرفی، کلام الله حمدی، حسین رستمی، نوروز بیات، جمشید حیدری، محمدعلی حاتمی بر تارک عالم درخشیده است اینان با شهادتشان در یک روز کل شهر را در ماتم خود عزادار کردند. هنوز عطر اینان در کوچه ها به مشام می رسد و چراغی هستند برای هدایت ساکنان شهر، حتماً این روزها برای طلاب بهترین روزها بوده چون چند حجره با هم، از سکنه خالی شده اند. هرچند دیگر طلاب چراغ آن حجره ها را خاموش می بینند اما همین چراغ های خاموش منورهایی برای روشن کردن اطراف خود هستند. خدمت به نظام و حکومت نوپای اسلامی با امامت امام امت، پیر جماران عزم همه را جزم کرده است، شهیدان بزرگوار عوضعلی شیری، مهدی صفایی و عباس عباسی و حسین بیات برای دفاع از اسلام و تمامیت ارضی با لباس مقدس سربازی وارد جبهه های حق علیه باطل می شوند.

شهید عباسی از آن روز یعنی 1367 که به جبهه اعزام شده است چشمان مادرش را گریان نموده، پدر وی آمدن او را ندید اما مادر پیرش بیست و سه سال است که چشمانش به در است که یک روز او خواهد آمد.

شهید سرافراز سید اسدالله موسوی در کنار امام به عنوان، مشاوری عالی و راستگو برای امام امت انتخاب می گردد. وقتی به منزل شهید برای زیارت فرزندان وی به تهران رفته بودم دیدم خانه اش نیز در نزدیک بیمارستان قلب امام می باشد پسرش را دیدم که راه پدرش را بسان یک حبل متین در رسیدن به الله می داندو تمام موفقیت های علمی و عملی خویش را مرهون پدرش می داند.

وقتی ناو آمریکایی با جسارت تمام، با تحریک شیاطین هواپیمای مسافربری ایران اسلامی را در فراز آسمان خلیج فارس مورد اصابت موشک خود قرار داد، خون شهید سید رشید موسوی بر سطح دریا پاشید و با رنگ سرخ خویش خلیج فارس را برای همیشه خلیجی ایرانی به ثبت رسانید.

شهید بزرگوار محمد روحانی نژاد، روحانی ای که در سفر به افغانستان، مدافع و طرفدار حقوق آنان می گردد، شهید روحانی نژاد در کمک به محرومین افغانی نقش بسزایی داشت. ایشان که قبل از انقلاب برای پیروز سختی های فراوانی را متحمل شده است در جبهه ها با سخنرانی های آتشین خود نور امید را در دل های بسیجیان فروزان می کرد.

شهید پیری که تواضع و خشوع و آرام نگرفتن دل او در قم، او را در 63 سالگی راهی جبهه های حق علیه باطل می گرداند. شهیدی که همسرش می گفت: وقتی به خانه می آمد روی تشک نرم نمی نشست وقتی اصرار می کردیم می گفت: دیده ام دیده ام بعضی از رزمنده ها را که روی خاک می خوابند، از این شهید خاطرات زیادی به جای مانده است. فرزند روحانیش راه او را با دیگر برادران و خواهرانش ادامه می دهند.

شهید سید محمدجواد موسوی که پدر پیرش نیز در کسوت روحانیت می باشد طلبه ای سخت کوش که بزرگ ترین وظیفه خود را حضور در جبهه می داند.

شهید احمد خالقی و آخرین لاله ای است که به خون پیوسته در سال پایانی و بعد از صلح به فیض شهادت نایل شده است طلبه ای که در آموختن قرآن و تلاوت زیبای آن کوشا بوده و دیگر طلبه ها او را به عنوان امام جماعت قبول داشتند اگرچه سنش کم بود.

سال 66 شمسی است حاجیان برای اعمال حج به مکه معظمه اعزام شده اند. در مراسم بزرگ و ارزشمند برائت از مشرکین در یک درگیری سیاسی سعودی ها با حاجیان و تلاش برای به خاموش کشاندن ندای مرگ بر آمریکا با شلیک تیر شهید سید ابوالحسن موسوی در مکه معظمه به فیض شهادت نایل می گردد.

در باغ شهادت باز، باز است، خداوند گل های زیبا را خوشه چین می کند، سید مجتبی نعمتی گلی از گل های بهشت می گردد. سید مجتبی علاقه وافری به خدمت به اسلام داشت و در این راه هیچ دریغ نکرد. پدرش می گوید: یک روز به سید مجتبی گفتم: پسرم با سرمایه مالی که من دارم، تو می توانی برای خود زندگی خوبی آغاز کنی می گفت: قصدم این بود که وی را از ادامه تحصیل طلبگی منصرف سازم، اما او درس بزرگی به من داد و گفت: پدرم من برای زندگی کردن به این دنیا نیامده ام و من نمی مانم. گویا می دانست که رفتن او نزدیک است، دیگر آهنگ رفتن را در سال 1385 در جهنم دره شهرستان ماکو نواخته بود وایشان به دست گروهک تروریستی پژاک شهید شد.

و این بود همان برگ زرینی که ملائکه خداوند به آن می بالیدند 

 


برچسب‌ها: شهید, زنجان
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط مرتضی |

سر خوردن

یه نکته خیلی زیبا و جالبی رو از یه دوست شنیدم .از بس آموزنده بود دلم نیومد به شما نگم. می گفت تا به حال به این نکته پی نبرده بودم که چه جوری میشه چشم آدم خیره به زرق و برق دنیا نشه . خیلی واضح گفت : چطور میشه چشم آدم به فتنه های دنیوی که با زینتشون قصد اغفال آدما رو می کنن ایمن باشه.

می گفت: یه روز تو خیابون راه میرفتم هوا هم خیلی سرد بود. برف زیادیم اومده بود از شدت سرما پیاده رو لغزنده شده بود . چشم همه زیر پاشون بود که سُر نخورن . بعضیام خیلی زیر پاشونو سفت می کردند . دیگه کسی به ویترین مغازه ها ، رفتامد مردم، کیا چی پوشیدن و چه جوری پوشیدن هیچ توجهی نداشت.

 چون اگه کسی تو این حال سُر بخوره، جدا از خنده های بی مورد عده ای؛ ممکنه خسارت جسمی هم بهشون بخوره. می گفت وقتی اینا رو دیدم یاد اون سوالم افتادم و جوابمو گرفتم. تا موقعی که به زمین خوردنموم حساس نشیم ونترسیم؛ شیاطین جن و انس ما رو سُر می دن و زمین می خوریم


برچسب‌ها: قدم زدن در هوای سرد زمستان
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط مرتضی |

 

امتیازات طلبگی

واسه هر چیزی تو این عالَم واقعی یه امتیازاتی هست که می شه به اون امتیازات اعتنا کرد. حتی دیدم بعضیا رو که برا به دست آوردن بعضی از امتیازات دنیوی، خودشونوبه آب وآتیش می زنن. گاهی اوقاتم دیدم بعضیا برا رسیدن به یه چیزی که امتیاز داره، دروازپاشنش درمی یارن.

به همین خاطره که برا همه چیز، همه جا، همه کس می شه امتیازی رو قایل شد و پی اون امتیازو گرفت. فی المثل از همین حوزه علمیه و عالَم طلبگی بگم که خیلیا رو دیونه وار سراغ به سمتِ خودش کشونده و چقدرم راضین و دوس دارن همه چیزروفداش کنن، تا اون امتیازاتِ شونو نگه دارن. بزارین ازاون امتیازاتی که حوزه داره فقط چندتاشو گذری بگم.

وقتی آدم طلبه می شه ، می گن فلانی به زیور ارزشهای الهی آراسته شده .

می تونه تواین راه از خودش اندیشه، فکرپاک و متعالی بروز بده.

سومی مهمه: اصلا خودشو آماده می کنه برابدست آودن تربیت اسلام ناب محمدی(ص).

تازه می تونه تو ادامه راه، خودش چراغ هدایت برا دیگران بشه.

طلبه ارزشش خیلی بالاست. چون پاشو جای پای پیامبرو امام قرار می ده.

می تونه وجود خودش رو باعلوم اهل البیت علیهم السلام زینت بده ؛ زبانش زبان امام و عملش عمل امام بشه.

یه امتیاز واقعی دنیوی و اخروی رو هم می تونه به دست بیاره و اون اینکه: در معرض بهره مندی از لطف بی کران خدا و توجه ذات اقدس الهی قرار می گیره . شاید بگین اینو از کجا می گی ؟ جوابش اینه که پیامبربزرگوار اسلام(ص) می فرماید: (اذا اراد الله بعبدٍ فقَّهَهُ فی الدین) وقتی خدا به بنده اش یه نگاه خاصی بکنه اونو مجتهد تو احکام اسلام یا تلاش گر تو احکام الهی قرار می ده .


برچسب‌ها: امتیازات طلبگی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 توسط مرتضی |
 

فوت یا وفات

دیروز داشتم فکر میکردم که چرا ما از مرگ می ترسیم خیلی با خودم کلنجار رفتم دیگه از دست خودم هم خسته شده بودم ناگهان به فکرم رسید برم سراغ روایت ، ببینم ائمه علیهم السلام برای این پرسش چه جوابی دارن.خیلی اطمینان داشتم که دست خالی بر نمی گردم آخه شما هم می دونید اینها معدن علم و دانش بشری هستند.

تو بعضی از روایات غوطه ور شدم .اصلا مطالب دسته اولی رو پیدا کردم تازه این رو هم فهمیدم که وقتی ما می گوییم فلانی فوت کرده، جمله غلطی بوده زیرا فوت به معنای نابود شدن هست. درستش این بود که بگیم فلانی وفات کرده . خیلی فرق می کند .وفات به معنای به کل حقیقت و تمام حقیقت رسیدن است . فوت به معنای نابود شدن.ماکه تو این دنیا واقعیت رو فقط با گوشه چشممان می بینیم از کل حقیقت عالم و دنیا فقط خوردن ، خوابیدن و لذت گذرای دنیوی را می دانیم وقتی این مطالب را دیدم تازه برایم روشن شد که قبلا از بزرگان و روحانیون شنیده بودیم که شخصی که در حال مردن و احتضارهست و لحظات آخر عمرش را سپری می کند. اگر گنهکار باشد و بخواهد توبه کند توبه اشسش پذیرفته نیست دلیلش همون بوده که شخص تو لحطه های آخر عمر چشم واقعی رو بدست می یاره و تمام حقیقت عالم را مشاهده می کندو حقایق علم جلوی چشم او ظاهر خواهد شد.تازه به حرارت مطاله رسیده بودم . اصلا از حال و هوای اطرافم خبر نداشتم از بس غرق مطالعه شده بودم اصلا بعضی وقتها خودم را مرده می دیدم . رسیدم به این مطلب که مردم به یکبی ازسه صورت وفات خواهند کرد.

خیلی لذت بخش می شود برایم و با عجله کتاب را ورق می زنم تا بیشتر بدانم وفات من به چه صورت خواهد شد.

مرگ مقربین و نزدیکان خداوند اولین صورتی هست که بیان شده . نزدیکان خداوند کسانی هستند که در اعمال عبادی به یکدیگر سبقت می گیرنند و هرگز عجب و ریایی در عبادتشان رخنه نمی کند.

وقتی اینها می خواهند از دنیا بروند ملاوکه خداوند با مهربانی و عطوفت جلو می آیند و می گویند: سلام علیکم ادخلو الجنه بما کنتم تعملون سوره نحل آیه 32

لذت غیر قابل درکی هست. اما دیدنی و انتظار کشیدنی . کسی به اینها این مقام و منزلت را نداده بلکه بما کنتم تعملون هستند یعنی خودشان این مقام بندگی را به دست آورده اند.

یک عبارت جالبی را در بین روایات اهل البیت علیهم السلام می بینم و خیلی جای شگفت دارد. چه مظمون زیبایی . ائمه علیهم السلام وفات نزدیکان خداوند را مانند نوشیدن آب سرد و دلچسب در گرمای شدید تابستان می دانند. وفات اینان را به بوییدن گل خوشبو تشبیه می کنند.

صورت دوم مرگ ، مرگ مومنین گنهکار می باشد. تعبیر بسیار زیبایی آورده اند.

امام هادی (ع) به عیادت یکی از اصحابش که مریض بود تشریف برد در حالتی که اورا از ترس مرگ گریان وبی تاب مشاهده نمود . امام فرمود: ای بنده خدا تو از مرگ از آن جهت می ترسی که آن را نمی شناسی ، بگو ببینم آیا تو اگر به کثافات آلوده باشی و از هر طرف دمل ها و عوارض پوارض پوستی بر بدنت احاطه کرده باشند و شدیدا ورا بیازارندو بدانی که تنها راه خلاصی از این شداید وارد شدن به حمام است و جز این راهی نیست در این صورت دوست داری که به حمام رفته و خود را شست و شو دهی یا خیر؟ و یا می خواهی اعراض کرده و از چرک و دمل بنالی ؟ گفت: دلم می خواهد داخل حمام رفته و خود را شست و شو دهم . امام فرمود : حالت این مرگ همان حالت حمام است . این وسیله ای است که تیرگی های گناهان را از تو رفع می کند .

ببینید امام با چه بیان زیبایی هم به این مریض آرامش می دهد و هم ما را آگاه می سازد.امام در این کلام نورانی مرگ را به مثابه یک پالایشگاه می داند که شرارت های نفس را می زداید و صفای باطن به او می دهد.

سومین صورت مرگ که بدترین نوع مرگ نیز به حساب می آید ، مرگ کافران می باشد . اینان نیز مانند گروه اول مورد استقبال ملائک و فرشتگان قرار می گیرند با این تفاوت که فرشتگان در مقابل اینان قرار گرفته و می گویند: فادخلوا ابواب ابواب الجهنم ...فلبئس مثوی الکافرین. از درهای جهنم وارد شوید ...چه جای بدی هست جایگاه متکبران. امام صادق علیه السلام مرگ کافران را مانند گزیده شدن انسان توسط مار می داند که چه لحظه دردناکی خواهد بود.

 


برچسب‌ها: چگونگی مرگ استقبال فرشته گزیدن مار آب خنک
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم اسفند 1390 توسط مرتضی |
 

اسامی کاندیداهای مجلس شورای اسلامی دوره نهم استان زنجان

آقای محسن اجلی- آقای محمد اسماعیلی- خانم زهرا باقری- خانم مریم باقری -آقای محمود بیات-آقای احمد بیگدلی -آقای غلامحسین جعفری - آقای سید جلال حسینی -خانم سیمین حق نظری -آقای مهدی خاتمی-آقای بهداد خوئینی- آقای بهزاد زنجانی نژاد فرد-آقای محمد رضا سرابی میانجی-آقای محمدرضا سهرابی- آقای محسن علیمردانی-آقای اصغرگل پیکری فرد-آقای رضا محمدی-آقای حسین مهدیون-آقای صمد نظری-آقای علی وقفچی-آقای ولی اله یمینی

منبع : فرمانداری زنجان

نوشته شده در تاريخ شنبه ششم اسفند 1390 توسط مرتضی |
 

به نقل از یکی از دوستان باوفا

تهران -خیابان دکتر شریعتی -سه راه طالقانی -مسجد امام حسن ع،اینجا جایی است که با تعدادی از دوستان طلبه بعد از چند روز کاری فشرده قرار است برای نماز مغرب و عشا در محضرآیت الله خوشوقت باشیم،هرچند برنامه ریزی بگونه ای است که سر وقت آنجا باشیم اما ترافیک سنگین باعث میشود دقایقی بعد از اذان آنجا برسیم والبته خوشبختانه آیت الله هنوز نیامده است،در کمال تعجب مسجدی بسیار کوچک را میبینیم که بزور صدوچند نفر در آنجا میتوانند نماز بخوانند،مسجد تقریبا پر شده است و به سختی برای دوستان ما جا پیدا میشود.

اکثر نمازگزارن مشغول نماز هستند برخی قرآن میخوانند آثار تهجد بر چهره برخی نمایان است معلوم است که اکثر این نمازگزارن دغدغه های خودسازی دارند،برجمال محمد و آل محمد صلوات ،انتظار به پایان رسیده است آیت الله وارد میشود چهره ای بشاش و سرحال،همه به احترام ایشان بلند میشوند وکسانی که نزدیک هستند دستی بر عبای ایشان میکشندو راهی باریک پیدا میشود تا ایشان به محراب وارد شوند،نمازپشت سر عالمی که انسان به تقوای او اعتماد دارد واقعا دلچسب است.

آیت الله بعد از نماز بر صندلی تکیه میکند و ما منتظر شنیدن تذکرات ایشان ، سعی میکنم به چهره ایشان خیره شوم ،چیزی در ذهنم میگذرد که ایشان به عنوان یک معلم اخلاق چه چیزی را میخواهد تذکر دهدبه یاد اوائل طلبگی افتادم که هر وقت بزرگی را زیارت میکردیم بدنبال درخواست دستورالعمل ،ذکر و دعا بودیم تا شاید ماهم بتوانیم رشد معنوی داشته باشیم، خاطرم هست دوستان طلبه من ،از کسی که گفته میشد عارف است نباتی را گرفته بودندو آن را در داخل آب حل کرده بودند و هر روز از آن میخوردند تا رشد معنوی پیدا کنند،دوستی دیگر عدس زیاد میخورد تا اشک چشمش بیشتر شود،دوستی دیگر سرکه زیاد میخورد تا دل او روشن شودو...

شاید انتظارم این است که در این جلسه اتفاق عجیبی رخ دهد تا نابسامانیهای اخلاقی مان التیام یابد ،آیت الله با آیه ای از قرآن بحث را شروع میکند آیه را معنا میکند با زبانی ساده که همه بتوانند آنرا متوجه شوند ایشان با طرح مقدماتی ،بحث اصلی را ارائه میکنند ،بحثی که قرار است رشد معنوی انسانها را تضمین کند انجام واجبات و ترک محرمات است،ایشان درمان همه دردهای اخلاقی را همین میداند ،برخی از دوستان سوالهایی را مطرح میکنند تا ایشان مثلا دستورالعمالی را بگوید تا بتوانند رشد معنوی یابند آیت الله پاسخ سوالها را به انجام واجبات و ترک محرمات ارجاع میدهد.خلاصه پاسخ هر سوال با هر شکلی به انجام واجبات و ترک محرمات ارجاع داده میشد.

نمیدانم این  چه تفکری است که ما طلبه ها خصوصا طلبه های جوانتر همیشه بدنبال عجایب و غرائب هستیم و راه مشخص و مطمئن را در حاشیه قرار میدهیم.چند سال پیش در سفر زیارتی مشهد مقدس خدمت آیت الله مروارید رسیدیم ایشان نیز بر همین نکته تاکید کرد،مرحوم آیت الله اشتهاردی نیز همیشه در دروس اخلاق همین نکته ها را تکرار میکردند،آیت الله مجتهدی نیز همیشه این نکته ها را تذکر میدادند.

به هر ترتیب دیدار آیت الله خوشوقت برای ما بسیار دلچسب بود بعداز اتمام سخنرانی مردم دور ایشان جمع شدند کسی استخاره ای طلب میکرد ،دیگری درخواست دعا میکرد ،و... بعد از اتمام این دیدار هنوز هم به فرمایشات ایشان فکر میکنم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم اسفند 1390 توسط مرتضی |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ